| (To Hide, click on the same title once again)
بردی از یادم
بردي از يادم ، دادي بر بادم ، با يادت شادم دل به تو دادم ، در دام افتادم ، از
غم آزادم دل به تو دادم فتادم به غم اي گل بر اشك خونينم مخند سوزم از
سوز نگاهت هنوز چشم من باشد به راهت هنوز
چه شد آن همه پيمان كه از آن
لب خندان ، كه شنيدم و هرگز خبري نشد از آن
كي آيي به برم ، اي شمع
سحرم در بزمم نفسي، بنشين تاج سرم خواه از جان گذرم
تا به سرم ده ،
جان به تنم ده ، چون به سرآمد عمر بي ثمرم نشسته بر دل غبار غم زآنكه من در
ديار غم گشته ام بر غمگسار غم
اميد عهد وفا تويي آفت جان ما
تويي رفته راه خطا تويي
بردي از يادم ، دادي بر بادم ، با يادت
شادم دل به تو دادم ، در دام افتادم ، از غم آزادم دل به تو دادم ، فتادم به
غم اي گل بر اشك خونينم مخند سوزم از سوز نگاهت هنوز چشم من باشد به راهت
هنوز
کوچه عاشقی
پشت هر كوچه اگه يكي پر پر ميزنه شك نكن كه عاشقه يه نفر مثل منه منم اون
غريبه شهر شما كه غريبم توي جمع آدما
هر كي با چشم تره ، شب و روز در به
دره مثل من يه عاشقه، توي خط آخره منم اون غريبه شهر شما كه غريبم توي جمع
آدما
يكي توي قصههاي عاشقي، شكل فرهاد شده يكي پشت كوچه هاي بي كسي، پر
فرياد شده اين همه شكستن، سهم من نبود دل به گريه بستن، سهم من نبود اين
همه شكستن، سهم من نبود دل به گريه بستن، سهم من نبود با پريشوني و درد بي
كسي روز و شب نشستن سهم من نبود
پشت هر كوچه اگه يكي پر پر
ميزنه شك نكن كه عاشقه يه نفر مثل منه منم اون غريبه شهر شما كه غريبم توي
جمع آدما
تو بگو عزيز من تو با مني، عاشقي رو نميشكني عاشق ديونه مي مونم
واسه تو پشت كوچه هاي شب دور از نظر با دل خون با چشم تر مثل ديوونه مي خونم
واسه تو اما اون چشماي تو ، من عاشق رو نديده اون دو تا چشم قشنگ ، منو تا
اينجا كشيده اگه ديدي كه يه روزي بي خبر، گم شدم تو يه سفر شك نكن يه عاشقم
اسم منو توي عاشقا ببر
نور خدا
به شهر و دیاری ببر تو مرا که نور خدا باشه و من وتو
نباشه به دلها
نشونه غم امید و صفا باشه و من و تو
بریم اونجا که عشق و مستی خطا
نباشه تو سینه ها جای محبت ریا نباشه
به غیر خدا که مهربونه
نمیخوام دل دیگه بدونه که با وفایی که با صفایی
از این خسته دل پروا
نکن مرا بیش از این رسوا نکن
الهی بمونی با مهربونی جدایی نگیری قدرم
بدونی که دنیا نداره وفایی
بمون بر سر پیمون من تو بازی نکن با جون
من
که دنیا سراب نقشی بر آب دو روز جوانی مثل حباب نیرزه به یک رنج و
آهی
به شهر و دیاری ببر تو مرا که نور خدا باشه و من وتو
نباشه به دلها نشونه غم امید و صفا باشه و من و تو
بریم اونجا
که عشق و مستی خطا نباشه تو سینه ها جای محبت ریا نباشه
به غیر خدا که
مهربونه نمیخوام دل دیگه بدونه که با وفایی که با صفایی
قصه دل
سفر كنم تنها روم تنها ره صحرا روم شوم نهان از ديده ها تا شايد از دلها
روم سفر كنم تنها روم تنها ره صحرا روم شوم نهان از ديده ها تا شايد از دلها
روم
من مرغ پر شكسته ام بي بال و پر كجا روم از من نمي پرسد كسي كجا
روم چرا روم اي فتنه جو سرشك تو در قلب من اثر ندارد اين مرغك بي آشيان راهي
به جز سفر ندارد
سفر كنم تنها روم تنها ره صحرا روم شوم نهان از ديده ها
تا شايد از دلها روم
از آشيان جدا شدم ، چو ناي بي نوا شدم ز دام تو رها
شدم ، رها شدم ، چه شبها ، كه تنها ، نشستم ، از تو جدا از آشيان جدا شدم، چو
ناي بي نوا شدم ز دام تو رها شدم ، رها شدم ، چه شبها ، كه تنها، نشستم ، از تو
جدا
تازه گل بهار من ، خنده مكن به سرنوشتم خيز و بيا به سوي من ، عشق و
وفا تو بر سرشتم سفر كنم ، تنها روم ، تنها ره صحرا روم شوم نهان از ديده ها
تا شايد از دلها روم
من مرغ پر شكسته ام بي بال و پر كجا روم از من نمي
پرسد كسي كجا روم چرا روم اي فتنه جو سرشك تو در قلب من اثر ندارد اين مرغك
بي آشيان راهي به جز سفر ندارد
قاصدک
گل قاصد کی فرستاده تو رو کی به تو گفته به این خونه برو دیگه دل از همه
سرده حالیته میدونم بر نمیگرده حالیته
مگه تنها شده باز مگه رسوا شده
باز مگه پروانه می خواد دله دیوانه می خواد دیگه دل از همه سرده
حالیته میدونم بر نمیگرده حالیته
گل قاصد بده پیغام مرا که نبر بهر
خدا نام مرا بگو بیزارم از اون مهر و وفا که سراپا همه بود رنگ و ریا دیگه
دل از همه سرده حالیته میدونم بر نمیگرده حالیته
آواز : هر که در سینه
دلی داشت به دلداری داد دل نفرین شده ماست که تنهاست هنوز
گل قاصد بده
پیغام مرا که مبر بهر خدا نام مرا بگو بیزارم از اون مهر و وفا که سراپا
همه بود رنگ و ریا دیگه دل از همه سرده حالیته میدونم بر نمیگرده حالیته
شب عاشقان
شب دلشکسته ها امشبه
گریه های بی صدا امشبه
شب بی سپیده شب بی
سحر
هوای غریبی شب دربدر
شب بی ستاره دل پاره پاره
غمای
دوباره هوای منه
شبی از غریبی که غم حجله بسته
شب شب شکسته شبای
منه
شب دلشکسته ها امشبه
((( گریه های بی صدا امشبه )))
غلط
((( شور و حال خسته ها امشبه ))) صحیح
یه بغض و هراسه یه زخمۀ
درده
غمی سینه سوزه ببینین چه کرده
مرا تو کشیدی به دار
زمونه
می دونی که دنیا چه نامهربونه
تو خاکسترم را ببر تا
نمونه
شبای غریبی چه بی آشیونه
غریبی و غربت دو یار
زمونه
بدون توی دنیا همین سهممونه
******
شب بی سپیده شب بی
سحر
هوای غریبی شب دربدر
شب بی ستاره دل پاره پاره
غمای
دوباره هوای منه
شبی از غریبی که غم حجله بسته
شب شب شکسته شبای
منه
شب دلشکسته ها امشبه
گریه های بی صدا امشب
الهی بمیرم
الهی بمیرم که دیگر بدونی کجایم بدونی ز عالم جدایم الهی بمیرم نخنده
به چشمت نگاهی نمونه نگاهت به راهی نگیری تو جامی ز هر دستی ننوشی می از
دست هر مستی تا نمونه در اون دل دگر هوسی تا نریزه به پایت سرشک کسی تا
نبینی دگر گریه های مرا تا ندونه کسی ماجرای مرا الهی الهی هرگز نمیرد آن
که دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما این منم که هرگز نمی
برم ازدلم خیال تو را دمی کی دهم غمت را به عالمی این منم که دیوونه ی توام
با دلی که رسوای عالمه خون و تار و پودش پر از غمه
نگاه قشنگ
مبر تو زيادم به ياد تو شادم ز گوشه بامت پريده منم چو گريه مستان ، زناله پنهان
، ز شمع نگاهت چكيده منم شكسته و نالان چو درد غريبان چو خار بيابان تو خارم
مكن به قهر عزيزان ، به سوز زمستان ، اسير غم روزگارم مكن
دشت جگر سوز
چشم ترم ، يه بوته خشكم كه بي ثمرم به ظلمت غمها ، نهاده منم دشت جگر سوز
چشم ترم ، يه بوته خشكم كه بي ثمرم به ظلمت غمها ، نهاده منم
تويي نفس من
، در اين دم آخر ، چگونه شود از تو دل بكنم از اين قفس غم ، نفس نفسهايم ، به
سوي تو بال و پر بزنم گر بيايي و پرسي ز لاله و دشت ، خاك من به تو گويد گذشته
گذشت گذشته گذشت
دلي كه شكسته ، سينه غم براي تو بوده نگاه
قشنگ شكسته و نالان ، چو درد غريبان ، چو خار بيابان تو خارم مكن ز قهر
عزيزان ، ز سوز زمستان ، اسير غم روزگارم مكن
نبر تو زيادم ، به ياد تو شادم
، ز گوشه بامت پريده منم چو گريه مستان ، به ناله پنهان ، ز شمع نگاهت چكيده
منم
|